آقا ! سائلم ...
جمعه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۰، ۱۲:۰۵ ق.ظ
یا ربّ
بالهای پروازم شوق پردین گرفت ، از سجاده نیازم تا کویش در آسمان خیالم پرواز کردم ؛
در مقابل درب منزلش ایستادم ، آهسته و آرام درب خانه اش را دق الباب کردم ، منتظر ماندم تا باز شود به رویم ! و در این اندیشه که ، این در همیشه به رویم باز بوده و هست ... آقا که تشریف آوردند ، روی سیاه و گنه کارم را زیر چادرم پنهان کردم ، با شرمساری دستم را از زیر چادرم بیرون آوردم و به سویش گرفتم و با صدای لرزان اما با امید گفتم : آقا ! سائلم ...
و من همیشه سائل این درب و این خانه ام ؛ یا رسول الله دوستتان دارم .
اگر امروز در دعای افتتاحمان از نبود شما به سوی الله شکایت میکنیم ؛ اما راه دل باز است ، و آسمان خیال پهناور ...
یا رسول الله ...