مقتدر مظلوم
بسم الله
باران که می بارد؛ وجودم مفهوم آرمش را درک می کند.
باران که می بارد؛ دوست دارم بارانی شدن را!
زیر باران خیس شدن و نجوای با تو را
یا ربّ ! به عدد قطرات بارانت عفو کن یا که بیشتر از آن
یاربّ ! یاربّ باران که می بارد بیشتر دوستت دارم
صدای باران را؛ باران را دوست دارم
پی نوشت: زیر باران و چتر!!! محال است . باران رحمت خداست، برای بارش رحمت خدا مانعی نمی گیرم!
پی نوشت: این روزها باران که می بارد یا که بادی می وزد مادرم دلش برای شکوفه های انارش می لرزد!!! من می خندم ؛ او نذر می کند!!!
♦ ♦ ♦
مقتدر مظلوم
♦ اینکه به بنده تبریک میگویند، به دیگران تبریک میگویند، بىمعنى است، چه تبریکى؟ آنچه تاکنون انجام گرفته است نه اصل توافق و مذاکرهى منتهى به توافق را تضمین میکند، نه محتواى توافق؛ حتّى تضمین نمیکند که این مذاکرات تا به آخر برسد و به یکتوافق منتهى بشود.
♦ من نمیفهمم مذاکره در زیر شبح تهدید چه معنایی دارد؟ مذاکره کنیم زیر شبح تهدید! مثل اینکه یک شمشیری بالای سر [ما باشد].
♦ با وجود اینکه من خوشبین نبودم به مذاکرهى با آمریکا، با این مذاکرات موردى، مخالفت نکردم، موافقت کردم؛ از مذاکرهکنندگان هم با همهى وجود حمایت کردم، الان هم حمایت میکنم.
♦ توافق نکردن از توافق کردنى که در آن، منافع ملّت پامال بشود، عزّت ملّت از بین برود، ملّت ایران با این عظمت، تحقیر بشود، توافق نکردن شرف دارد بر یک چنین توافق کردنى.
♦ آنها گفتند که ممکن است بعد از آنکه این مذاکرات انجام گرفت، رهبرى براى آبرودارى یک اظهار مخالفتى بکند؛ کافر همه را به کیش خود پندارد. ما حرفمان با مردم بر مبناى اعتماد متقابل است؛ مردم به این حقیر ضعیف اعتماد کردند، بنده هم به تک تک این ملّت اعتماد دارم.
♦ مسئولین باید مردم را و بخصوص نخبگان را از جزئیّات و واقعیّات مطّلع کنند؛ ما چیز محرمانه و مخفى نداریم. این مصداق همدلى با مردم است.
♦ کلید حلّ مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست؛ در داخل کشور است.
♦ ♦ ♦
حسین سخا - روحش شاد !
دغدغه او کلام رهبری بود ! مباد بر زمین بماند !
هجرت ازین دنیا تا به خدا خوب است
جان دادن با حبّ آل عبا خوب است
خوش به حال کسی که تا خدا رفت
جان داد و به سوی کرببلا رفت
ما می رویم، ماندن با درد فاجعه است / در عرف ما نشستن یک مرد فاجعه است
پی نوشت: صندلی را به اهلش سپردیم و چندی است؛ آسوده تریم ...
پی نوشت: بر چهره اگر داغ گناه است مرا / در دست اگر نامه سیاه است مرا/سوی تو به امید عطا آمده ام / جز درگه تو کجا پناه است مرا؟
پی نوشت: دغدغه من چیست؟