دکل ابوذر ...

غلامحسین افشردی

دکل ابوذر ...

غلامحسین افشردی

یاربّ/سلام ... یه دکل تنهای تنها در بیابونهای شرق کارون منو به یاد تنهایی و غربت ابوذر در صحرای ربذه انداخت ، این شد که اسم اون دکل رو گذاشتم دکل ابوذر ...

بایگانی
نویسندگان
آخرین نظرات

یاربّ

نیک میدانم که مرا رانده ایی
همچو یک کهنه پاره رانده ایی
من نبودم بنده ایی سزاوار تو یارب
خوب شد که این بنده را رانده ایی 
بی پناه و سرگشته و خسته یارب، ای خدای کرم، ز چه رو رانده ایی
من اگر بنده نفس و گناهم 
تو همان ربُ  العالمینی
***
این همه شکوه و گله و شکایت
این همه اشک و سوز و نیاز
این همه ذکر و قنوت و یا ربّ
چاره ایی نبود آیا جز راندنم ؟
تو مرا از کرم خویش رانده ایی؟!
***
اگر ندا آید که:
بنده ام، رب تو معدن جود و سخاست 
کجا بنده اش را رانده است 
این همه دل تنگیت شاید از دوری اوست 
شاید رب تو دل تنگ توست
اندکی بیندیش، باز کن پنجره فهم را 
رب  تو بخیل و محتاج تو نیست 
عاشق اشکها و سوز و گدازت نیست
لکن او حکمتش اقتضی می کند
دانشش از تو ایجاب می کند 
آنچه خواهی در لوح هستی نیک نیست
ربّ تو  نیک را خواستار توست
شاید دو سه روز تنگ باشد و سختی
لکن سرانجامش نوش باشد و مستی

***
من نمی گویم که مرگ چاره ساز است 
ولی یارب نگو که درمان دل تنگم سازگاری است
چاره ایی کن ای چاره ساز همه 
یا دل را زنده کن، یا از برای همیشه مرده ساز
یا  وصالش رسان یا همیشه مرده ساز
***
خدایا آنجا که دل مخلوق توست 
آنجا که دل بی اذن تو، جایی نمی رود 
یا رب چرا بردی جایی که نمی شود؟ 
امتحان است یا که کفاره ؛ نمی دانم
اما طاقتم نیست این پریشانی 
تو بگو چگونه به زنجیر کشم 
دلی که در هوای اوست
بی اذن من میرود آنجا که هوای اوست 
راه را نشانم ده، که حیرانم ای خدا 
***
دل اگر در تمنای وصال تو بود 
به وصالت یا رب، صد بار رسیده بود 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۲/۲۰
غلامحسین افشردی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی