ماهی بزرگ شب یلدا
بسم الله
چقدر مس خره است،
شب یلدا دیگه !!!
خب واسه من مس خره است، همین!
می خوام یکم برم بالا منبر و یه داستان مخصوص شب یلدا ب تعریف م !
خب دیگه پیش میاد !
داستان از اونجا شروع شد، که تصمیم گرفتم در خصوص باز شدن یکی از گره های ذهنی خودم تلاش کنم
گره که چه عرض کنم، به این بزرگی، ببین اینقدر ( )
خیلی بزرگ می دونم !
یک تیم یک نفره مذاکره کننده تشکیل دادم و با مدیریت خودم با قرار از قبل تعیین نشده رفتم به ملاقات آقای ماهی!
خوشت اومد؟ می دونم ...
داستان داره جذاب میشه
کلا داستان های علمی تخیلی را بیشتر از داستان های عشقی دوس دارم!
بگذریم
یقه آقای ماهی را گرفتم، از کجا می دونم مرد بود؟ چون وقتی می خندید، می گفت: هار هار هار؛ مرد بزرگی بود !
وای چقدر حاشیه ، بیخیال
بهش گفتم، مرد حسابی، چرا تا توی آب هستی قدر آب نمی دونی همچین که می پری بیرون، تازه شروع می کنی به بال بال زدن! و آب آب کردن !!! آخه نفهمی تا کی ! بیشعوری و خریت تا کی؟ پس کی می خوای قدر داشته هات را بدونی !
مضحکه روزگار شدی، درس عبرت تاریخ !
چرا قدر زن و بچه ات را نمی فهمی نفهم !
اونقدر تند تند می گفتم که آب دهنم پرت شد روی لباش ! اوه اوه اوه
آقا ماهیه ، چشاش چهار تا بود، شد هشت تا به توان هشت تا !
در یک لحظه غافلگیر کننده، دست منو محکم کشید و پرتم کرد کناری !
گفت برو بابا، عشقم میکشه اینطوری باشم، فضولی !
منم گفتم: به جهنم ! برو هر غلطی می خوای بکن، ولی اگه خوردی، بدون از کجا خوردی
بعدشم یک جمله فلسفی را زد تو صورتم، گفت : تو الان توی آبی یا بیرون آب ؟
خب داستان تمام شد و حالا باید نتیجه اخلاقی بگیریم :
1. باید مراقب تربیت بچه ها از کودکی باشیم، پسری که یاد گرفته، از بچه گی دنبال دوس دختر باشه، زن و بچه دار هم که بشه ، هزار و یک عیب به زنش می چسبانه و میره دنبال هوس بازی خودش ! دختر بازی شده براش یه عادت! یه تفریح و سرگرمی...
دخترهامون هم کم بی تقصیر نیستندا ! اولا دختری که دست توی دست یه مردی گذاشت، دیگه دختر نیست، زن دوما، برا این زنها باید فاتحه خوند!!!
2. وقتی قدر داشته هایم را ندونم به راحتی از دست می دم
5. شب یلدا خوش باشید در کنار خانواده !!!
6. من هر دو تا شم!
همینطوری نوشت:
3. قلبم تیر میکشه وقتی به میگو فکر میکنم !
4. ما اینجا هیچ مخاطب خاصی نداریم ! نداریم - خودم برای خودم