دکل ابوذر ...

غلامحسین افشردی

دکل ابوذر ...

غلامحسین افشردی

یاربّ/سلام ... یه دکل تنهای تنها در بیابونهای شرق کارون منو به یاد تنهایی و غربت ابوذر در صحرای ربذه انداخت ، این شد که اسم اون دکل رو گذاشتم دکل ابوذر ...

بایگانی
نویسندگان
آخرین نظرات

یا رئوف ...

آیت‌الله غلامحسین جمی قبل از عملیات بیت‌المقدس و فتح خرمشهر فروردین 1361به قرارگاه نصر در شرق روستای سلمانیه نزد بنده(حسن باقری) آمد. او را توجیه می‌کنم. چند کلمه از گفتگوی ما را اینجا بخونید و بشنوید.  

حسن باقری:   سلام علیکم حاج آقا. بله، این‌جا لشکر تقویت شده سپاهِه با یه لشکر ارتش.

آیت الله جمی:   در همین محور دارخوین.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۳۷
غلامحسین افشردی

بسم الله

بهترین های مداحی  ....


      


     


     


      

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۲۷
غلامحسین افشردی

بسم الله

در این جنگ قطعاً پیروزی از آن ماست و دشمن چیزی به دست نخواهد آورد. 

حسن باقری

ما در این جنگ به دنبال اهدافی مهم تر از خاک و مرز هستیم. 
اینکه معنویت را برای نسل آینده به ارمغان می آوریم و می توانیم عزت و افتخارمان را به جهان صادر کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۵
غلامحسین افشردی

بسم الله

    «... تا شما اشاره کردی که حسن پاشو برو، من دیدم یک جوان لاغر اندام پاشد، بدون اینکه سر و ریشی و محاسنی داشته باشد (البته ته ریش کمی داشت). من دلم ناگهان ریخت.

امام خامنه ایی


گفتم: حالا این بنی صدر و اینها نشسته‌اند این جوان چه می‌خواهد بگوید؟ تا آمد پای تابلو، آنتن را گرفت و شروع کرد وضعیت دشمن را منطقه به منطقه تشریح کردن که:

دشمن اینجا چند تانک دارد، اینجا چه تیپ و لشکری مستقر است، آنجا خاکریز زدند، اینجا میدان مین و آنجا سیم خاردار ایجاد کرده‌اند.

هر چه زمان می‌گذشت قلبم روشن‌تر و چهره‌ام بازتر می‌شد، مثل یک روحانی که مثلاً وقتی پسرش می‌خواهد منبر برود و نگران است که آیا می‌تواند از عهده این منبر برآید یا نه.

من چنین حالی داشتم ولی هر چه بیشتر صحبت می‌کرد من قیافه‌ام بازتر می‌شد.

او در آن جلسه چنان گزارش دقیق، مصور و خوبی ارائه داد که همه حضار حتی خود بنی صدر به شگفت درآمد که این جوان این اطلاعات جالب را از کجا آورده‌است»

استراتژیست جنگ

پی نوشت: 

"جوان لاغر اندام پاشد، بدون اینکه سر و ریشی و محاسنی داشته باشد ..." جالب بود 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۳
غلامحسین افشردی

بسم الله


    ... فعلاَ انقلاب ما همچون تیر زهرآگینی برای همه مستکبرین درآمده‌است و یاوری برای همه مستضعفین جهان ...

    ... ما با هیچ دولت و کشوری شوخی نداریم و با تمام مستکبرین جهان هم سرجنگ داریم و در رابطه با این هدف جنگ با صدام یزید مقدمه‌ است ...

    ... در این موقعیت زمانی ومکانی، جنگ ما جنگ اسلام و کفر است و هرلحظه مسامحه و غفلت، خیانت به: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و امام زمان (عج) و پشت پا زدن به خون شهداست و ملت ما باید خود را آماده هرگونه فداکاری بکند ...

    ... در چنین میدان وسیع و این هدف رفیع انسانی و الهی، جان دادن و مال دادن و فداکاری امری بسیار ساده و پیش پا افتاده‌است و خدا کند که ما توفیق شهادت متعالی در راه اسلام با خلوص نیت را پیدا کنیم ...

  ... در صورت امکان با لباس سپاه مرا دفن کنید. 

        درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی
        اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان (عج)

حسن باقری

غلامحسن افشردی 12 شب 27/7/1359 اهواز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۵۴
غلامحسین افشردی

بسم الله

طرح موضوع:

*استعداد هرگز برای توانمندسازی ما و در جهت رسیدن به توانایی نهانی کافی نیست.

*فرصت خود بخود ما را بالا نمی برد.

*دانش می تواند ثروت بزرگی باشد اما ما را تبدیل به  چیزی که می توانیم باشیم نمی کند.

*ثروت هم همینگونه است.

و سوال؟ به راستی چه چیزی ما را می تواند در مسیر موفق قرار دهد؟

***

و جواب:


مسیر موفق چه مسیری است؟

یا به عبارتی موفقیت یعنی چی؟ به نظر شما انسان موفق کیست؟ موفقیت را در چه می بینیم؟!

آیت الله بحجت یک انسان موفق است

دکتر حسابی یک انسان موفق است

نرسون ماندلا یک انسان موفق است

حسن باقری یک انسان موفق است

بابک زنجانی موفق است

رضا زاده و علی دایی هم موفق هستند

مهران مدیری موفق بوده

و حتی داعش هم موفق بوده

عامل اختلاس میلیاردی هم موفق بوده
و ...

باید اول موفقیت را برای خودم تعریف کنم!!! مشخص کنم که رسیدن به کدامین نقطه موفقیت محسوب می شود!!! یعنی هدف چیست ؟ رسیدن به هدف ، رسیدن به موفقیت است .

وقتی به هدفی که در انتهای مسیر در انتظارت هست رسیدی، موفقی ! ((صرف نظر از این که هدف مشخص شده ارزشمند است یا فاقد ارزشهای انسانی!!! ))

پس باید هدف مشخص شود! و متناسب با هدف تعیین شده، مسیر را پیمود!

وقتی هدف مشخص باشد، باید از امکانات موجود برای رسیدن به هدف، نهایت استفاده را کرد!

حالا می پرسیم که چه چیزی ما را در مسیر موفقیت قرار می دهد؟

چه جیزی آیت بحجت را در مسیر موفقیت قرار داد؟

چه چیزی بابک زنجانی را در مسیر موفقیت قراد داد؟

چه چیزی داعش را در مسیر موفقیت قرار داد؟

و ...

همه ما استعداد، فرصت، دانش و ثروت و خیلی موارد دیگر را در اختیار داریم، اما هر کسی متناسب با هدفی که در پیش گرفته، از این امکانات برای رسیدن به موفقیت خویش استفاده متفاوتی می کند!

آیت الله بحجت از استعداد، فرصت، دانش و ثروتش برای رسیدن به خدا استفاده کرد، تلاش کرد بی وقفه! و رسید ...

بابک زنجانی از همین استعداد خدادادی به نحو دیگری و دیگران به گونه دیگر بهره بردن ؛ هر یک برای رسیدن به هدف نهایی خود تلاش کردند و در تلاشند!

و این وعده خداوند است که به هرکسی در هر راهی که درپیش گرفته کمک می کند!

خدای مهربان به آیت بحجت برای رسیدن به هدفش کمک کرد!

خدای حکیم به داعش هم برای رسیدن به هدفش کمک می کند!

مشکل امثال من اینجاست که اصلا هدفی را در زندگی خود دنبال نمی کنیم! و یا این که هدفهامان مقطعی و موردی است! که راه به جایی نمی بریم!

وقتی هدفی نباشد، هر روز در مسیری می چرخیم. در هر جا که باد بچرخاند!

پس نپرسیم که چه چیزی موفقیت می آورد؟ بپرسیم هدف مشخص داریم؟ نه هدفهای مقطعی، موردی، جزئ!!!

 هدف کلان ما در زندگی رسیدن به کدام نقطه است؟ آیا برای رسیدن به آن نقطه حرکت می کنم؟ که در انتظار موفقیت هم باشیم؟؟!! وقتی هدفی نیست موفقیت در چه ؟؟؟!!!

***  
برگردیم به سوال: به راستی چه چیزی ما را می تواند در مسیر موفق قرار دهد؟

به نظر اینجانب:

 1. هدف را برای خودمان تعریف کنیم

2. برای رسیدن به هدف از همه ی؛ همه ی امکانات مادی و معنوی که در اختیارمان هست استفاده کنیم.

***  
امکانات من عبارتند از ...    آنچه گفته شد، نظرات شخصی اینجانب، پس خالی از اشتباه نیست .سپاس

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۴۵
غلامحسین افشردی

بسم الله الرحمن الرحیم

غواص


صلوات و سلام خدا بر شهیدان عزیز که مشعل توحید را با ایثار خود بر فراز میهن اسلامی برافروختند.

و صلوات و تحیات خدا بر شهیدان مظلوم غواص که با ظهور و حضور خود این فروغ خاموش نشدنی را مدد رساندند و پرچم یادهای عزیز و گرانبها و ذخیره های معنوی امت را با شکوهی هر چه تمام تر در کشور برافراشتند.
سلام بر دستهای بسته و پیکرهای ستم دیده شما و سلام بر ارواح طیبه و به رضوان الهی، بال گشوده ی شما.

سلام بر شما که بار دیگر فضای زندگی را معطّر و جان زندگان را سیراب کردید؛

و سپاس بی پایان پروردگار حکیم و مهربان را که در لحظه های نیاز این ملّت خداجوی و خداباور، بشارتهای تردیدناپذیر را بر دلهای بیدار نازل می فرماید و غبارها را می زداید.

و سلام بر شما ملّت بزرگ، وفادار، آگاه و مسئولیت پذیر که خطاب لطیف الهی را به درستی می شناسید و می نیوشید و پاسخ می گویید.

حضور پرمضمون امروز شما در تشییع این دردانه های به میهن بازگشته یکی از به یادماندنی ترین حوادث انقلاب است. رحمت خدا بر شما.


و سپاس بی حد از خدای مالک دلها و سلام بی پایان بر حضرت بقیه الله روحی فداه که صاحب این ثروت عظیم است.


 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
سیدعلی خامنه ای
 26 خرداد 1394


غواصان


غواص

نه سازش - نه تسلیم نبرد با آمریکا

غواص

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۰۴:۴۱
غلامحسین افشردی

بسم الله 

گاهی تصویرها فریادشان از کلمات و واژه ها بلندتر است ...


مقتدا


می گن شعار نده !!

شعار نده، برو رو خط عمل !!

عمل سخت 

ما فقط شعار می دیم

آب هم می خوریم


بابا

عجب !!! 

آرامشی !!! 

خسته نمی شی از نگاه کردن !!! 


آرامش


آب نمی خوریم! خون دل سر می کشیم ...


غیرت


بعضی ها نه آب می خورن و نه خون دل!

جون می دن تا ما راحت تر آب بخوریم!!

فقط نگاه می کنم به تصویرت! 

ذکر غیرت و عفت می گیرم ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۳۲
غلامحسین افشردی

بسم الله

یمن

یمن

میانمار

میانمار

غزه

غزه

سوریه

سوریه

بحرین

بحرین

عراق

عراق

افغانستان

افغانستان

فلسطین

فلسطین

و ...

کی تمام می شود ؟

انتقام این ظلم ها را چه کسی می گیره؟

و من چه کاری باید انجام بدهم؟

پی نوشت:


سید علی؛ رهبرم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۱۷
غلامحسین افشردی

بسم الله

باران که می بارد؛ وجودم مفهوم آرمش را درک می کند.

باران

باران که می بارد؛ دوست دارم بارانی شدن را!

زیر باران خیس شدن و نجوای با تو را

یا ربّ ! به عدد قطرات بارانت عفو کن یا که بیشتر از آن

یاربّ ! یاربّ باران که می بارد بیشتر دوستت دارم

صدای باران را؛ باران را دوست دارم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۱:۰۷
غلامحسین افشردی

بسم الله

بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابوذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود و سپس او را دفن کردند.
جون کسی بود که امیرالمؤمنین(علیه السلام) او را به 150 دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی(علیه السلام) و سپس به خدمت امام حسین(علیه السلام) رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۳۵
غلامحسین افشردی

بسم الله

http://img.doostiha.ir/uploads/2015/04/Card-Tabrik-Postal-Rooze-Madar-6.jpg

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۴ ، ۰۳:۰۳
غلامحسین افشردی

بسم الله

http://rdd110.persiangig.com/mazhabi/5b.jpg

فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا مَلاَّئِکَتى وَ یا سُکّانَ سَمواتى اِنّى ما خَلَقْتُ

سَماَّءً مَبْنِیَّةً وَ لا اَرْضاً مَدْحِیَّةً وَ لا قَمَراً مُنیراً وَ لا شَمْساً مُضِیَّئَةً وَ لا

فَلَکاً یَدُورُ وَ لا بَحْراً یَجْرى وَ لا فُلْکاً یَسْرى اِلاّ فى مَحَبَّةِ هؤُلاَّءِ الْخَمْسَةِ

http://rdd110.persiangig.com/mazhabi/0018.jpg

یاس یعنی فاطمه، حیدر سرشت
یاس یعنی کمترین عمرِ جهان
یاس یعنی مادرِ صاحب زمان
یاس یعنی کوچه و آه و شرر
یک گل و یک غنچه با هم پشتِ در
یاس یعنی قوّتِ دستِ علی
هستِ او پیوسته با هستِ علی
یاس یعنی خانه داری نوجوان
مادری افتاده حال و نیمه جان
یاس یعنی شانه بر موی حجاب
ناله در بیداری و در وقت خواب
یاس یعنی حیدر و غسل و کفن
اشکِ چشمِ زینب و آه حسن
یاس یعنی یا حسینِ زیرِ لب
بوسه بر زیر گلویی نیمه شب
یاس یعنی مهدی و وقتِ ظهور
انتقام از غاصبین پر غرور
یاس یعنی انتقام از عاملین
سیلی محکم به روی قاتلین
یاس یعنی ما مدینه می‌رویم
 با امیرِ بی‌قرینه می‌رویم


http://rdd110.persiangig.com/mazhabi/IMAGE635014409132247924.jpg



پی نوشت:

http://rdd110.persiangig.com/mazhabi/lataghatalana.jpg

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۲۷
غلامحسین افشردی

بسم الله

http://www.sabokbalan.com/4images/data/media/137/bagheri001.jpg

آقای شهید محمدابراهیم همت در تعریف و تمجید از بنده فرمودند:

«خدا شاهد است که در میان فرماندهان ما، تعقل و اندیشه‌ی ایشان بی‌نظیر بود. طرح مانوری که شرح می‌داد، در اولین شرح، انسان می‌پذیرفت و مطلب برایش جا می‌افتاد.

غیر از این مسئله‌ی اندیشه‌اش، در جنگ صلابت و استقامت خاصی داشت. یکی از ویژگی‌های خاص او این بود که صبح عملیات، زیر آتش سنگین می‌آمد توی خط و سرکشی می‌کرد و محکم برخورد می‌کرد.

اگر واحدی سستی می‌کرد، بازخواست می‌کرد. خدا شاهد است که در کمتر فرماندهی این صفات را دیده بودم: این‌قدر مهربان باشد و این‌قدر عالی. بعد از حسن باقری، دیگر کسی پیدا نشد.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۰۶
غلامحسین افشردی

بسم الله

گفتگو با پروین داعی پور، همسر شهید حسن باقری

در یکی از همین بعدازظهرها که آفتاب پاییزی به آدم می چسبد و نمی چسبد  به اوایل خیابان شریعتی می آییم . کمی بالاتر ، به کوچه ای که پهن است و درآن ساعت خلوت ، آرامش به عابران خود تعارف می کند ، می پیچیم . وسط این کوچه ، بالای دیوار یکی از درهایش تابلو سرمه ای رنگ نسبتا بزرگی است که نشان می دهد. اینجا دفتر « جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران » است . می رویم تو . حیاط دلبازی در نگاهمان می نشیند . ازآن حیاط هایی که آدم هایی به سن و سال ما را به یاد خانه پدری اش می اندازد . حالا کمی کوچکتر یا بزرگتر توفیری ندارد .
از کسی که آنجا است سراغ سرکار خانم داعی پوررا می گیریم. راهنمائیمان می کند به عمارت یک طبقه ای که در ضلع شمالی این حیاط خوش نشسته است ؛ با پنجره های بزرگ ومتعدد که هنوزعکس باغچه پیدا و و ناپیدا روی شیشه های پاکیزه اش دیده می شود.
در همان ابتدای ورود به عمارت ، خانم داعی پور به استقبالمان می آید . دور یک میز می نشینیم . قرار است ایشان از زندگی خود و سردار شهید حسن باقری ( غلامحسین افشردی ) بگوید و می گوید ؛ گرم و صمیمی . خانم داعی پور از ما می خواهد متن این گفتگو را قبل از چاپ بخواند . حق ایشان است . یک هفته بعد ، متن گفتگو را به همراه یادداشت زیر برایمان می فرستد : « معمولا" خیلی سخت است تحت هر شرایطی و برای هر شنونده ای فقط با خیال اینکه وظیفه خود را نسبت به شهید ادا می کند حرف زد . پس نوعا" از مصاحبه و گفت و شنودها پرهیز داشته و دارم . باور من بر این است که باید سفره دل ، پیش اهلش باز کنی و اگر شنونده تو با تو همدل و هم فکر نباشد ، گفتن ها نه سودی دارد و نه جایی . اما در این میان نشریه « کمان » را متفاوت یافتم و آنرا مجموعه ای دلباخته و سوخته در فرهنگ دیدم که در پس طرح داستان پرازفراز و نشیب جنگ سعی درزنده نگه داشتن مفاهیم و فرهنگ غنی شهادت ، ایثار، از خودگذشتگی و سادگی و... دارد که روزی عطرآن سراسرمنازل را پر کرده بود تلاش تان قابل قدر دانی و تحسین است و امید دارم که هر روز بیشتر از گذشته موفق و موئد باشید .»

http://www.sabokbalan.com/4images/data/media/137/bagheri003.jpg

چه عجب دلت اومد یه عکس دیگه بزاری؟ آخه با اون یکی خیلی فرق نداره!!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۳ ، ۲۲:۲۷
غلامحسین افشردی

بسم الله

یا زینب کبری سلام الله علیها

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۳ ، ۱۷:۵۵
غلامحسین افشردی

بسم الله

میریم هییت

پی نوشت1: از اثرات اسید پاشی برای ما این شد که راننده خصوصی داریم و می برن میارن و اینا - به پدرم گفتم بابا دیگه قضیه تمام شده، خودم می رم، فرمودند هنوز که عوامل دستگیر نشده اند، تا دستگیری کامل عناصر این فتنه، اوضاع همینه!

پی نوشت 2: موقع برگشت بابام گفت کیفت رو بده من بیارم، وای چه کیفی داشت، منم کیفمو دادم بابام بیاره، آقا خیلی صفا کردم - یا رقیه ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۳ ، ۱۹:۴۵
غلامحسین افشردی

بسم الله


آب دریا را اگر نتوان کشید؛ هم به قدر تشنگی باید چشید

ما کجا و نام مقدس شما کجا! مولای من

لکن به قدر ذره خویش

خود را به کوچه های محبت علی می زنیم و اینطور می نماییم که ما هم محب شماییم

همین یک ذره پرواز می دهد

توی قلعه دلم فقط، عشق علی نشسته

جون و دلم با اشتیاق این عشقو می پرسته

دل دل اسیر عشق مولا است

ذکر علی شفای غم هاست

این اسم تموم عشق و اعتماد زهراست

حیدر علی مدد یا حیدر


حیدر

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند/به آسمان رود و کار آفتاب کند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۳ ، ۲۲:۴۸
غلامحسین افشردی

بسم الله

سلام بر سکوتم ...

امروز صبح وقتی در حیاط کوچک خانه مان از دیدن باغ بزرگ مادرم لذت می بردم، تصمیم گرفتم این باغ زیبا را وارد دکل ابوذر نمایم

باغ مادرم گونه های بسیار کمیاب و نادر گیاهی جهان را در دل خویش جای داده است، گونه هایی بسیار متفاوت و بسیار دل انگیز

***

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۳ ، ۱۶:۳۴
غلامحسین افشردی

بسم الله

یاربّ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۵۳
غلامحسین افشردی

بسم الله


یا زهرا س

الا ای چاه یارم را گرفتند

گلم عشقم بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی

همه دار و ندارم را گرفتند

دگر پروانه بال و پر ندارد

نه بال و پر که خاکستر ندارد

مفسرها! همه با خون نویسید

که قرآن علی کوثر ندارد

می کشد آتش از در زبانه

دشمن ستاده با تازیانه

خداکند در پشت در زهرا نیاید

اکنون که می آید بگو تنها نیاید ...

خورشید خانه ام آرام می رود/ با صورتی نیلی گمنام می رود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۳ ، ۲۱:۴۳
غلامحسین افشردی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۲ ، ۱۴:۵۶
غلامحسین افشردی

بسم الله

معرفی سایتهای مفید

استاد محمد شجاعی

برای ورود به سایت روی تصویر کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۲ ، ۱۸:۴۰
غلامحسین افشردی

بسم الله

فرمانده اطلاعات عملیات سپاه بودم، گفته بودم همه چیز را گزارش کنید. حتی این که فلان جا هیچ خبری نیست، برای من خبر است.

حسن باقری

«پشت دوربین دیده بانی هم که  می نشینی باید با دقت از منطقه عبور کنی و خودت را همان جا ببینی که داری نگاهش می کنی. قدم به قدم هدف ها را تعقیب کن. آن قدر تمرکز کن که به جای دیگری توجه نداشته باشی. باید به عمق منطقه بروی و حس کنی روی زمین راه می روی. همان اندازه که روی زمین رفتنت طول می کشد با چشم برو. تمام پستی بلندی ها را طی کن. وقتی به دکل ابوذر برمیگردی باید همان قدر خسته باشی که انگار پیاده رفته ای.»

پی نوشت:اگر تو هم همه فکر و ذکر و ذهنت نابودی دشمن و پیروزی بر دشمن بود به این حال و روز می افتادی،نه این که ماشا الله حسابی پروار و رنگین ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۲ ، ۲۱:۰۹
غلامحسین افشردی